آخه عشق یعنی شکستن، عاشقانه سرسپردن

کاش تو رو از روز اول مثل امروز می شناختم
آخه عشق یعنی شکستن، عاشقانه سرسپردن
دل سپردن به سرابه، در سکوت خویش مردن
تبلیغات 
... وضعیت یاهو
... بایگانی
نویسندگان
ساسان (32)
ایلناز (13)
موضوعات
عمومی (16)
از زبان دوستان (0)
قلم نوشته های ساسان (5)
قلم نوشته های ایلناز (1)
شعروعشق (17)
عکس (1)
دانلود (0)
موزیک (0)
کامپیوتر (1)
آموزش (1)
هک و بوت و کرک (0)
طالع بینی (0)
جالبترین عجایب ایران وجهان (0)
فیلتر شکن (filltering) (3)
آرشیو
فروردین 1387 (1)
اسفند 1386 (2)
بهمن 1386 (18)
دی 1386 (4)
آذر 1386 (5)
مرداد 1386 (1)
فروردین 1386 (1)
تیر 1385 (4)
خرداد 1385 (1)
اسفند 1384 (1)
دی 1384 (3)
آذر 1384 (4)
... لینكستان
... لینكدونی
... آمار روسوایی
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
© فلانی به روی خودت بیار
به نام خدا
آخه عشق یعنی شکستن، عاشقانه سرسپردن

آخه عشق یعنی شکستن، عاشقانه سرسپردن
نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین 1387 و ساعت 05:04 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
©
به نام خدا
دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست
نوشته شده در جمعه 10 اسفند 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در - و ساعت -
©
به نام خدا
دیگه خسته شدم !!!!!!
هر روز گیرای جورواجور هر روز اعصاب خوردی دیگه یه روز خوش واسم نزاشته امروز دیگه تصمیم خودم رو گرفتم !!!!!
میخوام برم ......
همش فکر میکنه که دارم می بیچونمش همش فکر میکنه که دارم بهش دروغ میگم .......
از اینکه بهم بی اعتماده خیلی اعصبییم ٬ راستی راستی دیونم کرده ٬ نه شب دارم نه روز .
نوشته شده در جمعه 10 اسفند 1386 و ساعت 06:02 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در - و ساعت -
© فیلتر شکن جدید
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
© عبور از فیلترینگ...
به نام خدا
مبارزه با فیلترینگ تا آزادی
![]()
![]()
نظرات شما راهنمای ماست![]()
![]()
![]()
نوشته شده در شنبه 20 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در دوشنبه 29 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ
©
به نام خدا
نظرات شما باعث افتخارو تشویق ساسان و ایلنازه
پس نظر یادتون نره!!!
ما به پشتوانه ی شما دوستانه عزیر تو دهن این فیلتر ها میزنیم

نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
© من!
به نام خدا
من!
تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم ٬ کشتم.
من!
بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم ٬ یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم.
من!
زمقصدها پی مقصود های پوچ افتادم ٬ تا تمام خوبی ها رفتندو خوبی ماند در یادم.
من!
به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفت ٬ بهارم رفت ٬ عشقم مرد ٬ یارم رفت...

نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در - و ساعت -
© فیلتر شکن جدید
به نام خدا
![]()
![]()
نظرات شما راهنمای ماست![]()
![]()
![]()
نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن 1386 و ساعت 06:02 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
© فیلتر شكن های امروز
به نام خدا
از امروز تا ۱۵ فروردین۸۷ هر روز فیلتر شکن های جدید آپ دیت می کنم نظر شما واسه ما خیلی محترمه
![]()
![]()
نظرات شما راهنمای ماست![]()
![]()
![]()
نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن 1386 و ساعت 04:02 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
© پنجره...
به نام خدا
مادرم پنجره را دوست نداشت
با وجودی که بهار
از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد
با وجودی که همین پنجره بود
که به ما مژده ی باز آمدن چلچله ها را می داد.
مادرم پنجره را دوست نداشت
مادرم می ترسید
که لحاف ،نیمه شب از روی تن کوچک من پس برود
یا که وقتی باران می بارد
گوشه قالی ما تر بشود
هر زمستان سرما
روی پیشانی مادر خطی از غم می کاشت
پنجره شیشه نداشت.

نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -
©
به نام خدا
هوی ساسان
با تواما
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستنت اشتیاق بی صدای لبخند یست که
در زجر نبودنت قد می کشد
انتقام دلتنگی هایت را از من نگیر
از من نگیر
از من نگیر
از من نگیر
از من
از من
از من
(جـــیـــــــــــــــــــــــــــــــــق)
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
۱ ساعت تمام ٬ بدون انکه یک کلام حرف بزنم بر رویش نگاه کردم
فریاد کشیدم که: اخر خفه شدم !!!
چرا حرف نمی زنی ؟ ؟؟
گفت : نشنیدی ٬!؟ پس برو.......
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
چه گویمت که چه از دست یار میگذرد ؟
به من هر آنچه که از روزگار می گذرد ؟
زیار شکوه کنم یا ز روزگار ٬چه ها ؟
ز یار بر من و ز روزگار می گذرد .......
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
داستا نها دارم .....
از دیارانی که سفر کردم و رفتم بی تو
از دیارانی که گذر کردم و رفتم بی تو
بی تو می رفتم ٬می رفتم تنهای تنها
و صبوری مرا٬ کوه تحسین می کرد !!!!
بیاد روزهای تنهاایمون
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
آنانی که ما دوستشان داریم هر گونه حقی بر ما دارند... .
حتی حق دارن مارا دوست نداشته باشن !
.
.
.
.
.
.
دوست دارم
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
گفتمش بی تو چه باید کرد ؟
--عکس رخساری ماهش را داد !
گفتمش مونس شبهایم کو ؟
--رشته ی زلف سیاهش را داد !
وقت رفتن همه را بوسید ...
به من از دور نگاهی داد !
یادگاری به همه دادو به من!
انتظار سر راهش را داد........
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ
©
به نام خدا
آی کاش همه عاشق بودن و از معشوق آری میگرفتند !
ای کاش همه طعم در آغوش کشیدن عشق را می چشیدن !
تا در دنیا هیچ تفاوتی برای هیچکس نباشد
ای کاش همه ی انسانها فقط در دنیا برای یک نفر نفس بکشن تا کسی نارحت از دنیا نرود
ای کاش او هم مانند من باشد و بداند که چقدر دوستش دارم......
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ
© گفته های ماندگار
به نام خدا
به دستور دختر خاله(مرمر):
شیفتگان پرواز را میل خزیدن نیست. هلن کلر
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگیست
تا من بخاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم...
روزی که تو بیایی ؛ برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر نباشم.
(احمد شاملو)
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست.
او جانشین تمام نداشتن هاست.
نفرین ها و آفرین هابی ثمر است.
اگر تمامی گرگ ها ؛ هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم ببارد ؛
تو مهربان جاودانه ی آسیب ناپذیر من هستی.
ای پناهگاه ابدی!
(دکتر علی شریعتی)
انسان بزرگ به خود سخت می گیرد وانسان کوچک به دیگران.
کنفوسیوس
هر گاه که تصمیم می گیرم تغییری در زندگیم ایجاد کنم ؛ برای اینکار ژرفتر در خودم فرو می روم
لوئیز هی
گاهی شکست تدبیر طبیعت است تا ما را برای قبول مسئولیت های بزرگ آماده کند
ناپلئون هیل
بزرگترین کشف نسل ما این است که انسان می تواند با تغییردادن نگرش خود زندگیش را عوض کند.
ویلیام جیمز
نبوغ یعنی یک درصد استعداد و نود و نه درصد تلاش.
توماس ادیسون
مبارز راه روشنایی همواره داخل کوله پشتی اش را وارسی می کند تا این سه چیز را همراه داشته باشد: ایمان ؛ عشق و آگاهی.
پایولو کوئیلو
وقتی به خدا ایمان و اعتقاد داری هیچ چیز غیر ممکن نیست.
جرالد جمپاسکی
با هر انسانی روبرو می شوی به یادداشته باش چیزی را از دست داده است به
چیزی عشق می ورزد و از چیزی می ترسد.
آنچه امروز در دست داری ممکن است آرزوی فرداهایت باشد.
اولین نیکی که می توانی به دیگران ارزانی
داری روی خندان است.
شجاع کسی است که پس از شکست لبخند بزند.
*
*
*

نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 04:01 ق.ظ
©
به نام خدا
اکنون منو تو پاری یک واقییتیم .........
روشنای زیباست !
تاریکی زیباست!
در روشنای دوستت دارم ٬در تاریکی دوست ترت دارم
دوست دارم نفس نفس
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن 1386 و ساعت 06:01 ق.ظ توسط : ایلناز
ویرایش شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ
© دوستت دارم هوارتا...
به نام خدا
سلام
تا ۱ساعت پیش ۳۱ ساعت بود که از ایلی خبری نداشتم داشتم دق می کردم ٫ داشتم پیر می شدم ولی به روی خودم نمی آوردم ٫داشتم از تو میپکیدم تمومه فکرو ذکرم پیشش بود ٫ به خدا خودمم پیشش بودم ولی فقط نگفتم حاضر!!!
می دونی چرا؟
هوی با تواما!
می گم می دونی چرا؟
چون فکر کردم من شیکستنی ام و می شکنم!
اون زنگ زد از دستم ناراحت بود ولی من کلی خجالت کشیدم.
دوستش دارم...
به خدا ۶ ـ ۷ دفه دوستش دارما ولی خره نمی فهمه...
بخدا هر شب با لالایی ایلنازخوابم می بره...
اگه لالایی نگه خوابم نمیبره شبهایی كه نیست تا برام لالایی بگه جای اینكه بخوابم گریه میكنم میدونید چرا؟
چون یه دنیا دلتنگش میشم چون صدای ایلناز كه به من امید زندگی میده گرمی نفساش كه به من گرمی زندگی میده نورچشماش باعث میشه من زندگی رو قشنگ ببینم صدای خندهاش باعث میشه همیشه شاد باشم ،غم دنیا رو فراموش كنم وقتی لالایی میگه خوابهای رنگی زیبا میبینم انقدر مهربون كه به خاطر من بیدار می مونه...

خانومی اگه تا دیروز قسمتی از وجودم بودی اگه تا دیروز فقط دوستت داشتم وعاشقت بودم حالا از امروز تمام وجود منی حالا از امروز به جای دوست داشتن و عاشق بودن حالا می پرستمت
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن 1386 و ساعت 04:01 ق.ظ توسط : ساسان
ویرایش شده در - و ساعت -